• آخرین اصلاح پست:آذر 25, 1404
  • دسته‌بندی پست:Campaign
  • دیدگاه‌های پست:0 دیدگاه

امام رضا را رها کرده ای می‌خواهی نزد فلان عالم زاهد بروی؟

در سال ۱۳۳۰ شمسی، بر اثر رطوبت حجره مدرسه فیضیه، به روماتیسم سختی مبتلا شدم. مدت ها طول کشید و از معالجات نتیجه نگرفتم تا این که برای زیارت مرقد حضرت امام رضا(ع) به مشهد مشرف شدم.در آن جا به من گفتند:یکی از علمای معروف مشهد، آیت الله حاج شیخ حبیب الله گلپایگانی است، نزد او برو تا برای شفایت دعا کند!در این فکر بودم که نزد او بروم و از ایشان بخواهم که برای من دعا کند تا بلکه خوب شوم. در این هنگام به یاد حدیثی افتادم که:روزی جمعی از اصحاب در محضر رسول خدا (ص) بودند. ناگهان آن حضرت فرمودند:هم اکنون یکی از اهل بهشت وارد مجلس ما می شود. چند لحظه نگذشت که مالک بن نویره وارد شد؛ در حالی که وضو گرفته و کفش هایش در دستش بود. سپس خداحافظی کرد و رفت. دو نفر از اصحاب به دنبال او دویدند و با خود گفتند:رسول خدا(ص) گواهی داده که مالک، از اهل بهشت است ، خوب است برویم و به او بگوییم: برای ما دعا کند!آن ها خود را به مالک بن نویره رساندند و ماجرا را گفتند و تقاضای دعا کردند. مالک گفت:خدا شما را نیامرزد! گفتند:این چه دعایی است که برای ما کردی؟!گفت:شما پیامبر عظیم الشأن(ص) را گذاشته اید و برای دعا کردن، نزد من آمده اید؟!وقتی این حدیث یادم آمد، به خود خطاب کرده و گفتم:تو هم قطبِ عالمِ امکان، امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) را گذاشته ای و می‌خواهی نزد آن عالم زاهد بروی؟!همان دم به حرم حضرت رضا(ع) رفتم و با توسل به آن حضرت شفا یافتم!سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش

دیدگاهتان را بنویسید